أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
120
قانون ( فارسى )
راهى است براى فاسد شدن و به تباهى كشيده شدن و متعفن شدن هر مادهاى زمان معينى مىخواهد . تبديل شدن بدون چونوچراى خون متعفن به مادهء صفرايى ، متعلق به زمانى نيست و نفرمودهاند كى و در چه مدتى صفرا مىشود . چرا صحيح را نگفتهاند كه عفونت حالتى از فساد و تباهى است كه بر خون مىآيد و همچنان خون است و فاسد شده است . حكايت خون - كه يكى از خلطهاى بدن است - حكايت بلغم را دارد كه بلغم تباه و فاسد و متعفن مىشود در حالى كه همچنان بلغم است و به مادهء سودايى و يا مادهء صفرايى تبديل نمىشود ؛ مگر اينكه بعدا به تدريج به كلى حالت عفونى سراسر مادهء بلغم را فراگيرد ، پس فرمودهء بقراط است كه صحيح است نه نظريهء جالينوس . بقراط مىفرمايد خون اگر متعفن شد سبب تب مىشود . و ما اين حالت تب ناشى از عفونت خون را توضيح مىدهيم و مىگوييم كه تب خونى دو حالت دارد و دو نوع تب است : يكى حالت تب خونى از اثر متعفن شدن خون . دوم پيدايش تب از اثر گرم شدن و به جوش آمدن خون ، كه بقراط آن را سونوخس ناميده است . منظور از سونوخس ، تب يك شبانهروزى بيست و چهار ساعته است و لاغير . خون به جوش آمدن كه سبب تب مىشود ، اكثرا از راهبندان و بندآمدنيهايى سرچشمه مىگيرد كه موجب حبس حرارت در بدن مىگردند . و ممكن است سبب به جوش آمدن خون چيز ديگرى بوده كه شديدتر از سبب به وجود آوردن تب روزانه باشد ؛ كه اين حالت تب را دوشيزهء نيرومند مىنامند . اين نوع از تب از جمله تبهايى است كه حالت ميانگين بين تب عفونى و تب روزانه با خود دارند و فرقش با تب روزانه اين است كه گرمى دادن بدن در اينجا از اثر خلط است . همچنين فرقش با تب عفونى اين است كه خلط به وجودآورندهء آن متعفن نشده است . در حال تب دوشيزهء نيرومند تب شديد و سخت است ؛ كه نه تب روزانه است ، نه دق و نه تب عفونى . بسيار رخ مىدهد كه در اين حالت تب متناوب ( دوشيزهء نيرومند ) به تب عفونى يا به تب دق تبديل شود . و بارها جالينوس حكيم در چندين جاى از تأليفاتش اين حالت تب را از ردهء تبهاى روزانه شمرده است . جالينوس دربارهء تب خونى نظريهء ديگرى هم دارد و مىفرمايد : « حالت تبى كه از خون متعفن شده باشد ، با هيچيك از حالات تبهاى ديگر كه ناشى از ساير خلطهاى متعفن شده باشند نمىخواند و ابدا به هم شبيه نيستند ؛ زيرا اگر در حقيقت خون متعفن شود ، اخلاط ديگر - اگر در بدن باشند - از اثر عفونت خون متعفن مىشوند و بايستى تبها يكباره سر برآورند و بلبشو ايجاد شود . در اينجا جالينوس عليه بعضى از نظريات خود در اين زمينه اظهارنظر كرده است ، اما لازم نمىبينم كه اين را بيشتر شرح دهم و نظريات او را به ياد بياورم كه سخن به درازا مىكشد و طبيب از شرح و بسط ما در اين باره بهرهاى نمىبيند . سبب تب خونى اكثرا پرشدگى رگهاى بدن از خون و بند آمدن مجراهاى خون است ، كه اين پرشدگى و بندآمدنيها اكثرا سببش از ورزش است و بويژه از ورزش كسانى كه عادت به آن